خرید بک لینک
Menu Home Page MY Profile Daily Links All Posts Archive About من ميخواهم در اين وبلاگ دانسته ها و بيشتر از آن نادانسته هايم را با شما تقسيم كنم Categories Tags Friends سه رنگ نامه های پست نشده این جا پر از بی کسی سکوت مطلق Design وب نوشته های یک دختر دبستانی من،منی هستم که دیگر نیست. × روشور درجه یک نیازمندیم! گریه باید به من بازگردد. چیزی باید این صدا ها را خفه کند، باید این خش خش های مغزی را از من جدا کند، باید دوباره اشک ریختن را به من بیاموزد، باید مرا به فریاد زدن تشوی

برچسب: نویسنده: پرهام جعفری تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 9:55

کجا بودی؟

وقتی که از یاد گل های باغچه دریچه های دولختی ام به خاک خون کشیده میشد

کجا بودی؟

دویده ام... تمام راه را دویده ام... بسیار بسیار بسیار

وسیاهی خشمم را روی درخت ها به جا گذاشته ام ،

به رسم یادگار...

آنگاه که از عقربه دقیقه شمار خود را آویخته بودم،

کجا بودی؟

آنگاه که گل ها را لگد می کردم..

آنگاه که سر کوچه شیره می کشیدم..

آنگاه که توی صورت ها تف می انداختم...

کجا بودی؟

تو که سکندری خوردن را خوب بلد بودی...

برچسب: نویسنده: پرهام جعفری تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 20:04

صفحه بندی